|
بسمه تعالی ازدواج اگر شيطان از دريچهى شهوت و غضب، از دريچهى نفس و زينتهاى دنيا داخل مىشود و اظهار مىدارد: لَأُغْويَنَّهُمْ وَ لَأُزَيِّنَنَّ لهم؛ «1» كه هر آينه آنها را اغواء مىكنم و براى آنها زينت مىبخشم، پس بايد با محبت خدا و با بصيرت و معرفت، راه شيطان را بست و هم زمان به تأمين نيازها پرداخت و به ازدواج و تشكيل خانواده روى آورد، تا با انس و عاطفه و كانونهاى گرم خانواده از اغواء و فريب شيطان جلوگير شد و به تربيت و سازندگى آنها پرداخت. تا بحران عاطفه و فشار جنسى و گرفتارىها، طعمه براى دشمنان قسم خورده فراهم نسازد و فرزندان گرفتار اسلام را در دست كفر و الحاد و فساد و تباهى و خود فروشى و وطن فروشى، اسير ننمايد. هم زمان با كمكهاى ناچيزى كه براى تشكيل خانواده و راه اندازى كانونهاى عاطفه و مهربانى مىشود، مناسب است كه به راه و رسم زندگى مشترك و شناخت مشكلات اين زندگى جديد هم بپردازيم تا همسرانى آگاه، روابط متكامل زن و مرد، ص: 12 با ظرفيت و تحمل داشته باشيم. همسرانى كه آرامش و پوشش و كشتزار يكديگر باشند و آموخته باشند كه چگونه از كمها زياد استفاده كنند و با رنجها راحت باشند و با سختىها، بهرهبردار و سرشار بمانند. سعى مىشود در اين نوشته هم زمان با كمكها، به آموزشهاى قرآنى و روايى توجه كنيم و از نصيحتها و تجربهها بهره برداريم، تا اين قلعهى دشمن سوز، محكم و مقاوم بماند و از تزلزل و فروپاشى نگهدارى شود. 1- ارزش ازدواج رفتار و عمل آدمى را مىشود با آثار آن ارزيابى كرد، و مىشود با انگيزه و نيّت و هدف و جهت آن به ارزش رسيد. از آنجا كه كارهاى انسانى در بينش و دل آدمى ريشه دارد و در جامعه و هستى اثر مىگذارد، مىتوان به اين هر دو عامل ارزيابى توجه نمود.
............................................................. ( 1)- حجر، 39. دو عمل مساوى از دو نفر آدم، مثل دو ازدواج، دو انفاق و احسان و حتى دو شهادت، برابر نيستند. كسى كه به خاطر خستگى از دنيا به شهادت روى مىآورد با كسى كه با فراغت و آزادى و حتى با اشتياقها و علاقهها روى مىآورد برابر نيستند. كسى كه براى راحت شدن از سماجت فقير، دِرهمى مىبخشد با كسى كه مىخواهد گذشت و احسان را درس بدهد و بخشش و جوانمردى را بياموزد يكسان نيستند. به همين خاطر در روايت نبوى آمده؛ لا عمل الّا بالنِّيَّة و لا نيَّةَ روابط متكامل زن و مرد، ص: 13 الّا باصابة السنة؛ «1» هيچ عملى بدون نيّت و بينش نيست و تحقق نمىيابد، همان طور كه نيّت جز با سنّت و همراهى سنّت شكل نمىگيرد. در اين روايت ارتباط عمل با نيّت و سنّت مطرح مىشود و همين باعث مىشود كه عمل ازدواج با توجه نيّت دو طرف و با توجه به همراهى با سنّت رسول به ارزش برسد. در واقع عمل آدمى مثل اسكناس است و ارزش اسكناس به پشتوانهى آن است. دو پرنده، دو انسان طبيعى، با يكديگر جفت مىشوند اما ازدواج و پيوند آنها كه از سطح عادتها و غريزهها بالاتر رفته باشند و در حد وظيفه آمده باشند، در آسمانها و در عرش خدا بسته مىشود و خدا آن را مىپذيرد و بر مىدارد. آنها كه به خاطر تمامى نيازها و تمامى ابعاد وجود خويش براى زناشويى، براى انس، براى شناخت كسرىها و ضعفها و بهره بردارى از برخوردها و استقامت در مشكلات ازدواج مىكنند، با آنها كه به خاطر عادت و يا به خاطر كسب اعتبار و وجاهت وصلت مىكنند و به سراغ بزرگان مىروند و كسانى را مىخواهند كه بر آنها تكيه كنند و به آنها افتخار كنند، برابر نيستند. اينها ذليل همين تعلقها و اسير همين ضعفها مىشوند و دنباله مىشوند، كه نقطه ضعفها آدمى را به دنبال خود مىكشاند. مىگويند شترى خوابيده بود. روباهى مىگذشت، به شتر روى آورد و با دم شتر بازى آغاز كرد تا آنكه دمش را با دم شتر گره زد.
...................................................... ( 1)- كافى، ج 1، ص 70. روابط متكامل زن و مرد، ص: 14 شتر برخاست. دم كوتاه اين دو به هم گره خورده بود. روباه معلق مانده بود و به دنبال شتر تاب مىخورد. گربهاى اين صحنه را ديد. از روباه پرسيد چه بر سرت آمده؟ روباه گفت: هيچ! با بزرگان وصلت كردهايم! راستى كه ضعفها و تعلقها آدمى را به ذلت مىكشاند و وصلتهاى ذليل كار جوانمردان نيست. و اگر غفلتى آن را فراهم كرد و وسوسهاى آن را پخت، ادامه نمىيابد و با رنج همراه مىشود و با درگيرى بريده مىشود. مرد زندگى با كسى همراه مىشود كه به اين مرد افتخار كند، نه آنكه وثاق و پيوندى را به گردن بگيرد كه او را به دنبال بكشاند و در ذلت بنشاند. كسى كه مىخواهد در كلاس ازدواج بياموزد، با كسى كه مىخواهد از توشهى ازدواج نواله بخورد و افتخار جمع كند، برابر نيستند. بيشتر آنچه كه بدى و مشكل ازدواج قلمداد مىشود، مثل سختىها و برخوردها و توقعها و انتظارها و درگيرىها و گرفتارىها، در واقع همين بدىها، خوبى و ميوهى خوب ازدواج هستند. اين آدمى است كه بايد از حادثهها، از برخوردها و از درگيرىها بياموزد و از آنچه كه آموخت، راهش را مشخص نمايد و بر حماقت و اشتباه خود پافشارى نداشته باشد. آدمى مىتواند حتى از بنبستها بياموزد كه راه كجاست و چگونه بايد بازگشت و حلقهى زنجير را باز كرد و بدون سماجت ولج در آوردن، با تفاهم و محبت و مدارا در راه گام برداشت. بيشتر مشكلات ازدواج از همين كله شقىها و لج در آوردنها آغاز مىشود و سپس اين زخمهاى كهنه، عفونى و ملالآور مىگردد و به طلاق و جدايى مىانجامد. اگر كودكى را مىبوسم و او فرياد مىزند و فرار مىكند، نبايد لجاجت كنم روابط متكامل زن و مرد، ص: 15 و اشكش را در آورم. اگر شوخى و مزاحى را با دوستى آغاز مىكنم، نبايد به ناسزا و دشمنى بكشانم. اين زياده روىها و حد نگه نداشتنها، باعث درگيرى و خستگى و جدايى مىشود تا آنجا كه حضور تو غنيمت نيست و ملالآور است. اين را هم بگويم، به همان اندازه كه ازدواج دو نفر ارزش پيدا مىكند، به همان اندازه وسوسه و حسادت دوست و دشمن زياد مىشود، كه درگيرىها را زيادتر مىكند. پس به گونهاى تظاهر نبايد كرد كه حسادت و دشمنىها بجنبد و سر بردارد، كه اگر اين حسادتها به زندگى تو آسيب نزند، باعث از هم پاشيدگى زندگى ديگران مىتواند باشد. تو در جمع آنها به گونهاى سخن بگو كه توقعها كم و تحملها زياد بشود و از مشكلات زندگى بهره بردارند و با سختىها هم راحت باشند، چون؛ رنج و راحتى، در ظرفيت قلبى و در پختگى برخوردها است. گاهى آدمى با تمامى راحتىها در رنج است و غصه مىخورد و گاهى با همهى رنجها راحت است و بهره برمىدارد و پاداش مىگيرد. 2- آثار ازدواج در نگاه قرآنى ازدواج همسران با اثر سَكَنَ و آرامش، «1» با اثر لباس و پوشش «2» و با اثر حرث و بهره بردارى «3» آمده است. همسران، فورانهاى عاطفى و جنسى و فراغتهاى وسوسه انگيز و كابوسهاى مزاحم و روابط متكامل زن و مرد، ص: 16 انتظارهاى ملالآور و حرفهاى ناگفته و پرگويىهاى بىحساب را، مهار مىكنند و تعادل و آرامش و تمركز و تصميمگيرى را آسان مىسازند. اين درست است كه در فرهنگهاى آزاد غربى و شرقى با برخوردهاى آزاد، گرهها به گونهاى ديگر گشوده مىشود و خانواده شكل نمىگيرد، ولى آن وقت كه خانواده شكل مىگيرد، سرد و خاموش و حتى سياه و مصلحت آلوده است. پس مناسبتر همين است كه با آموزشهاى دبستانى و راهنمايى و عالى، زمينهى شناخت نيازهاى همسران و روش تأمين نيازها، فراهم شود تا اين كه محبت و خشونت و يا سكوت و كلام و يا قهر و صلح و يا برخوردهاى سازنده و خرابكار را بشناسند و از انفجارهاى پياپى نيروها، به ساخت و سازى مناسب برسند و از تخليهى بىحاصل نيروها، غنيمتى فراهم سازند. در بيان قرآنى نمىگويد همسرى با همسر آرام مىشود، كه مىگويد: لِتَسْكُنُوا الَيْها، «4» نه لتَسكنوا بها. آدمها و تمامى دنيا نمىتوانند دل بزرگ يكديگر را پر كنند، اما در كنار يكديگر و همسو و همراه يكديگر، به تعادل و سكونى دست مىيابند.
........................................................ ( 1)- وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجا لِتَسْكُنُوا اليها ... روم، 21. ( 2)- هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَكُمْ ... بقره، 187. ( 3)- نساءُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ ... بقره، 223. ( 4)- روم، 21. نكتهى دوم، لباس و پوششى است كه ازدواج براى دو طرف مىآورد و ضعفها و بدىهاى آنها را مىپوشاند و زخمهاى آنها را مىبندد. در واقع آنجا كه محبت و علاقه شكل مىگيرد، تو با عيب گويى و باز كردن زخمها شروع نمىكنى، كه با مدارا و درمان و پنهان كردن و پوشاندن آن، از شيوع و گسترش آن جلوگيرى مىنمايى تا شماتتها كنترل شود و دور از دشمنىها و روابط متكامل زن و مرد، ص: 17 حسادتها و شماتتها و تحقيرها، مداوا و درمان صورت پذيرد. قرآن در مورد غيبت از همين عنصر محبت و عشق و ايمان كمك مىگيرد و خطاب به مؤمن عاشق مىگويد: چگونه يكى از شما گوشت برادر مرده خود را مىخورد و از او مىكاهد. «1» چگونه با رفتار و حرفها و اشارهها او را در دل و چشم ديگران حقير و ناچيز مىنمايد. او را كه مرده و در جمع نيست چگونه با دهان خود، كم مىكند و ناقص مىنمايد. اساس محبت و علاقه، باعث پوشش و درمان مىشود و خير الساترين، «2» آنجاست كه پوشاندن، به درمان كمك مىكند. اما اگر پوشاندن به گسترش درمان نينجامد، اين ستر و پوشش و اين لباس و نهفتن، كار خوبى نيست، كه كارساز نيست و ضايعات بيشترى مىآورد. نكتهى سوم، حرث و كشاورزى و يا حرث و كشتزار و يا حرث و كِشتهى آدمى است، كه حرث به معناى مكان و حاصل و اسم مصدر آمده است و ازدواج، اين حاصلها را مىسازد و جمع مىكند و نگه مىدارد. كسى كه زمينى دارد و بذرى دارد و نيازى دارد كه اينها را زياد كند و بارور سازد، بايد آفت زدايى داشته باشد، بايد زمينه سازى داشته باشد و شخم و شيار را آورده باشد، بايد نظارت داشته باشد تا علفها سبز نشوند و دهانهاى مزاحم نيروى زمين را نبرند و توان بذر را نگيرد و بايد پس از اين همه، حاصل را جمع كند و نگهدارى نمايد. دو طرف ازدواج و مرد و زن بايد در اين مجموعه فعال باشند و هر دو كار روابط متكامل زن و مرد، ص: 18 كنند. ازدواجى كه هر دو طرف بيدار باشند و توجه داشته باشند هيچ مشكلى ندارد، حتى اگر يكى از دو طرف بيدار و
..................................................... ( 1)- و لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضا أَيُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ. حجرات، 12. ( 2)- بل لانك يا ربِّ خير الساترين، مفاتيح الجنان، دعاى ابوحمزه ثمالى. حليم و فعال باشد مىتواند كارگشا باشد. اما اگر دو طرف بىتوجه باشند، نه آفتها را بشناسند و نه زمينهها را آماده كرده باشند و نه حاصل را جمع آورى نموده باشند، ناچار شيطان صفتها و چپاولگرها، حاصل آنها مىربايند و بهرهها را به يغما مىبرند. 3- وظايف همسران كارهايى كه بايد انجام بگيرد و كارهايى كه بايد ترك شود، اينها وظيفههايى هستند كه بر عهدهى همسران قرار داد. اين وظايف برخاسته از هدفها و نيّتها و از آثار و نتايج ازدواج است. آموزش كسى كه مىخواهد آش بپزد يا رانندگى كند، بدون آموزش وارد نمىشود. آيا مىشود عمرى از دو طرف را بدون آموزش و شناخت ضعفها و نيازها و شناخت روش برخوردها و گفت و گوها به تباهى كشيد؟ راستى كه در ساعتهاى انشاء و در دورههاى تحصيلى مىتوان طرز برخورد و صلح و قهر و ظرفيت و خشونت و حلم و صبر و يا شتاب و تندى را آموخت. اين كه چگونه صلح كنيم و يا اين كه چگونه درگير شويم و چه وقت سخت گيرى كنيم و ... مىتواند موضوعات تأمل برانگيزى باشد و حتى بچههاى لجوج و ناهنجار را به تأمل وادارد. آموزش مسائل زندگى و مشكلات و برخوردها، اساس آموزش است. آدمها به طور طبيعى مىتوانند مثل پرستوها، چلچلهها روابط متكامل زن و مرد، ص: 19 و كبوترها به يكديگر جذب شوند، ولى عامل غريزه نمىتواند تمامى زندگى آدمها را بچرخاند، كه نياز به آموزش و تعليم و مشورت و نظارت، از اينجا ضرورت دارد. مشورت مشورت فقط جمع آورى نظريات اين و آن نيست، كه اساس مشورت بدست آوردن اطلاعات و جمع بندى و مقايسهى نظريهها مىتواند باشد. در اين مشاورهها زمينههاى روانى و اجتماعى و اقتصادى و يا نيازها و هوسها و پُر خواهىها مىتواند مطرح شود و برخوردهاى گوناگون، سنجيده و مقايسه شود و سپس عملى شود و اجرا گردد. نظارت يك گياهى كه مىكارى بايد در فضاى امن و با پوشش پَرچين و ديوار و با مواظبت از بچههاى بازيگوش و بىاحتياطىهاى بىحساب، همراه بشود تا رشد كند و ساقههاى محكم بگيرد و از آسيب نهراسد. اين نظارت از همراهان بايد لطيف و نامرئى باشد و اين نظارت از همسران بايد با دقت و فراست و دور از ساده انگارى و بىخيالى باشد، كه آتش سوزىهاى بزرگ از جرقههاى كوچك آغاز مىشود و سيلابها از قطرهها سر مىگيرند. - براى رسيدن به آرامش زندگى و هدف سَكَن و تعادل، بدگويى، بدبينى، بدخواهى و بدرفتارى، مزاحم است. شماتت و خشونت، آتش افروز است. روابط متكامل زن و مرد، ص: 20 تكرار و تذكر مداوم ملال آور است. براى آرامش، توقع كم، تحمل زياد مىآورد و توجه مناسب دو طرف و پذيرش دو طرف و همدلى و همكارى و همراهى و هماهنگى، با هم گره مىخورند و در هم مىبالند. - براى پوشش ضعفها و مداواى كمبودها، علاقه و محبت حرف اساسى و عاملِ كار ساز است. نزديكى و صميميت، ايجاد زمينه براى گفتوگو و دادن فرصت براى بازگشت و صلح و چشم پوشى و غَمض عين كارساز است. در روايت هست: لو عَلِم الخلق كيف خلق اللّه الخلق لم يَلُم أحدٌ أحداً. اگر مخلوقات خدا مىدانستند كه خدا چگونه آنها را آفريده، ملامتها كم مىشد. اگر اندازه و توانايى در نظر بيايد، تحميلها و پرخواهىها كمتر خواهد شد. - براى حرث و بهره بردارى، كاشتن و پيراستن و برداشتن لازم است. حوصله داشتن، انتظار كشيدن، ايجاد فرصت كردن و از فرصتهاى موجود بهره گرفتن، لازم است. اينها وظيفههايى است كه از هدفها و از خواستههاى تو منشأ مىگيرد. هر چه بيشتر بخواهى بايد بيشتر اقدام نمايى. كسى كه در سطح غريزه است، غريزه كارگزار اوست و او وظيفهاى ندارد. ولى آدمى كه از اين سطح بالاتر آمده، بايد با مروّت و محبّت، به عمل روى بياورد و با معرفت و محبّت از روابط متكامل زن و مرد، ص: 21 طرف خود توقع داشته باشد. «1» و با توسل و توجه به حق، بخواهد كه نهال وصلت آنها زير پاى شياطين خرد نشود و در محدودهى دنيا نپوسد و براى همين چند روزه نباشد، كه مىتوان با همسر مهربان به آرامش و پوشش و بهرههاى بسيار رسيد. و مىتوان تمامى دين و يا دو سوم دين و يا نصف دين و يا ثلث دين را حفظ كرد، كه هر چه ........................................................ ( 1)- و جعل بينكم مودة و رحمة. روم، 21. فورانهاى جنسى و عاطفى زيادتر باشد و هر چه وسوسهها گستردهتر باشد، ناچار خطر زيادتر خواهد بود و تمامى دل و دين و يا اندازهاى از آن آسيب خواهد ديد. در انتخاب همسر، معيار و ميزان انتخاب، همان خصوصيات و نكتههايى است كه براى تو مهم است. زيبايى، صدا، اندام و حالتهايى كه براى تو مهم هستند، نمىتوانى به آن بىاعتنا باشى، مگر آنكه از آن عبور كرده باشى و گذشته باشى. منى كه حالتى خاص و چهرهاى خاص در رؤياهايم نشسته، نمىتوانم به ديگرى روى بياورم و با آن مأنوس باشم، هر چند همهى خوبىها را هم داشته باشد. پس تا هنگامى كه اسير هستى، به تقليد پرواز نكن و مطمئن باش كه بتهاى تو را هر چند كه به آن دست بيايى، مىشكنند و در اين دنيا برايت دلخوشى نمىگذارند. در هر حال علاقه از دو طرف و ظرفيت و قدرت روحى و ظرافت برخوردها، مهم هستند. با اين خصوصيات، همسر تو جلوگير هدف تو نخواهد بود و درگيرىها و برخوردها براى تو سازنده خواهد شد. در انتخاب همسر، كسى را دنبال كن كه بر تو تكيه داشته باشد و به تو روابط متكامل زن و مرد، ص: 22 افتخار كند. رَجل، پاى زندگى است. اين مرد است كه بايد تكيه گاه باشد، نه اينكه خود ذليل و متكى به غير باشد. نقطه ضعفهاى تو باعث اسارت تو و تسخير تو مىشود. كليد فتح قلعهى دلها، تعلقها و نقطه ضعفهاى آن است. در محبت يا گفت و گو، حدّ نگه دار، تا آنجا كه هنوز به جملههايى از تو مشتاق هستند، خاموشى تو شيرين است. دلزدگى، حتى از محبت، نفرت انگيز است. به همان اندازهاى محبت و اقبال داشته باش كه طرف تو نياز دارد، نه به اندازهاى كه تو دارى. هنگام راحتى و انس، در دل بهار زندگى، از پاييز هم يادى بكن. اين توجه، تعلق و دلبستگى را ضعيف مىكند و تو را آماده مىسازد و براى حوادث، مصونيّت مىبخشد. در لحظههاى خوشى و شادى، براى ديگران هم سهمى بگذار و اگر مزاحم تو شدند سخت گير نباش، كه گذشت از خوشىها، تو را به خوبىها مىرساند. «1» از كسانى نباش كه رنجهايت و گرفتارىهايت را از نگاه و چهره و حالتهايت به هر كس منتقل كنى. سختىها، مهمان تو هستند. آنها را به دلهاى همسر و خانوادهات سرازير نكن. اگر ناتوان هستى، با توانگرى سفرهى دلت را باز كن، تا كارى صورت بگيرد، نه فقط درد دلى بر خاطرى آتش بيندازد. .................................................. ( 1)- لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون. آل عمران، 92. اين خوب است كه همسر تو محرم دارايىها و شادىهاى تو باشد، ولى روابط متكامل زن و مرد، ص: 23 لازم نيست كه از گرفتارىهاى تو و مشكلاتى كه رزق تو هستند، سنگينى و سختى ببيند. مگر آنكه كارگشا باشد، نه فقط سنگ صبور. براى همسرت غير مستقيم، امنيت و اعتماد را فراهم كن. از محبت و عشق خودت پيش كسانى حرف بزن كه براى او حرف مىزنند. از خوبىهاى او اين گونه ياد كن. و همينطور غير مستقيم و با لطافت گله گزارى كن و اميدوار باش كه سامان بگيرد و سر به راه بگذارد. برخوردهاى مستقيم ديرتر مورد اعتماد قرار مىگيرند و در صداقت تو ترديد مىآورند. جوانى مىگفت: گاهى همسرم در چشمم نگاه مىكند و با نگرانى ابراز مىدارد كه تو مرا دوست ندارى. مىگويم: چرا دوستت دارم! بيشتر نگاه مىكند و گريه سر مىدهد: نه دوستم ندارى. بگو به خدا دوستت دارم. و مىگويم و نوازشش مىكنم ولى دوباره نگاهم مىكند و قسمم مىدهد و گريه سر مىدهد تا آنكه خسته مىشوم و داد مىزنم كه دوستت دارم و فحش مىدهم كه دوستت دارم و حاصلى ندارد. و رندى هم بود كه پيش ديگران از همسرش مىگفت كه خوب است، كه دوستش دارم ولى نمىخواهم بشنود، چون لوس مىشود و گنجايش ندارد. اين رند مىدانست هنوز به خانه نرسيده خبرها آمدهاند و همسرش مىخواهد به گونهاى ابراز كند و با نگاه و آخر با زبان مىپرسد كه آيا دوستم دارى و مىشنود: براى چه دوستت داشته باشم؟! همسر با اين سؤال و جواب مطمئنتر مىشود كه او را دوست دارد و نمىگويد و اين گونه راحتتر به امنيت مىرسد و صداقت را مىپذيرد. احترام امامزاده با متولى است. تو مىتوانى بدون لج در آوردن و تحريك كردن همسرت را در چشمها و دلها بزرگ كنى. آنجا كه تو حُرمت او را روابط متكامل زن و مرد، ص: 24 مىشكنى، ديگران حرمت نگه نمىدارند. در لحظههاى شيرين و در تنهايى، ايجاد انگيزه و مسؤوليت پذيرى، از كارهاى خوب و اساسى است. اينكه خيلى دورها به ما مربوط است و دنيا، دنياى رابطههاست، از تنگ چشمى و خودخواهى مىكاهد. چشم اندازهاى وسيع، همّت مىآورد و غافلگيرى را مىبرد. با كار و احساس مسؤوليت، لحظههاى فراغت مزاحم را پر كن. با روابط و پيوندهاى دوستانه، خلاء عاطفى و پر حرفى بىحاصل را بارور كن. زندگى، درگيرىها و سختىها و برخوردهايى دارد. وسوسهها و تحريكها هم هستند. در برخوردها، غرور خود و غرور همسرت را حاكم نگير. هر دو به حكومت خدا تن بدهيد و كلام او را دنبال كنيد. تأمين نيازهاى عاطفى و جنسى و روانى، آشنايى مىخواهد. مقدار توجه و هنگام توجه و تعريف و تمجيد و يا گلايه و شكايت، هر كدام حدّ و حدودى دارد. در اين زمينهها مشورت و تجربه كارساز است. اگر مىبينى كه يك روش حاصل نمىدهد، تكرار نكن و سماجت نكن. يك دنده راه نرو، كه شرائط، سرعتها و حتى توقفها را مىطلبند. خستگى، لوس بازى، بىادبى و افسردگى و دلمردگى هم از علامتهايى هستند كه نشان مىدهند، نيازى در ميان هست و يا روش تو اشتباه است. بايد تجديد نظر كرد و مشورت خواست. قهر و تندى مكرر، جسارت مىآورد و حرمتها را مىدرد. پس از جذب و دلبستگى، قهر مىتواند اهرم مفيدى باشد بخصوص آنجا كه توضيح و تبيينى هم در كار آمده باشد و در هنگام مناسبى انجام شده باشد. در لحظهاى روابط متكامل زن و مرد، ص: 25 كه همسر تو انگيزهى درگيرى دارد و مقاومت نشان مىدهد، درگيرى را آغاز نكن. در جمع، در برابر چشم حامى و مدافع، درگيرى بىزمينه است و زير پاى تو سست است. يا بايد زياده روى كنى و يا شكست بخورى و زمينگير شوى. نقطه ضعفهاى تو، تو را مىگشايد، پس آنها را اصلاح كن و يا پنهان بدار. نقطه ضعفهاى همسر تو، مىتواند اهرم حركت و تسخير و تغيير و تربيت او باشد. از اين وسيله با دقت و مشورت مىتوانى بهرهمند شوى. در خانوادههاى شلوغ، درگيرىها زيادتر است. بايد ظرفهاى شكستنى را با حائل و پوششهايى همراه ساخت كه نشكنند. مادر و پدرت را در برابر همسرت مگذار. خواستههاى آنها و دوستانت را، با زبان خواستههاى خودت مطرح كن. محبت به تو، سختى خواستهها را كم مىنمايد. تو كه روابط بسيار و مشكلات زيادى دارى، همسرت را براى برخورد و تحمل آمادگى بده. براى بار سالها و ماهها، روزهايى يا ساعتهايى بار آنها را بردار. اين گونه همكارى را به آنها بياموز. آن كس كه نيرومندتر و با ظرفيتتر است، بار بيشترى را برمىدارد. تو كه پاى زندگى هستى، رجل و مرد خانه هستى، از بارها شانه خالى مكن. تو كه پيوند را خواستهاى به جدايى فكر نكن، حتى اگر همسر تو جدايى را خواست و تو هم در دل خواستار بودى، شتاب نكن. جوانمرد، بارى را كه برداشته به زمين نمىكوبد و حتى تا آنجا كه معقول است، زمين نمىگذارد. اگر جدايى آخرين درمان بود، در هنگام جدايى از احسان چشم پوشى روابط متكامل زن و مرد، ص: 26 نكن. انتقام نگير. إِمْساكٌ بِمَعْرُوف أَوْ تَسْريحٌ بِاحْسان؛ «1» با خوبى نگاه داشتن، يا با احسان و زيبايى رها كردن، اين دستور خداست. فرزندان را در مشكلات خود داخل نكنيد و آنها را آتش جهنم خود نسازيد. استفاده از هر راهى جوانمردى نيست. فرزندان خود را راه رفتن بياموز، به دوش نكش. ميان آنها و مشكلاتشان حايل نشو. بگذار مشكل را تجربه كنند و راه حل را بياموزند. از دور به آنها راه بهتر را غير مستقيم بياموز، تا اعتماد به نفس و تجربه اندوزى آنها لطمه نبيند. آنگونه باش كه اگر تو را نديدند، هوايت بىقرارشان كند و اگر حضورت را بدست آوردند، غنيمت بشمارند و اگر غايب شدى، به سراغت بيايند و اگر مُردى و رفتى، جاى خالى تو را احساس كنند. همسر و همراه و همدل و هماهنگ باش. اين حرفها چكيدهى روايات و آياتى است كه اين گونه دسته بندى شده. از اين بارش سبز و شاداب بهرهمند باش.
......................................................... ( 1)- بقره، 229. دانیال صائبی
+ نوشته شده در سه شنبه نهم آذر 1389ساعت 10:54  توسط دانیال صائبی اول
|
امام علی (ع) کسی که نزدیکانش او را وا گذارند بیگانه اورا پذیرا می گردد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389ساعت 13:50  توسط دانیال صائبی اول
|
عید سعید قربان بر تمامی مسلمانان جهان مبارکباد مقاله عید سعید قربان عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات(مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرامى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حجگزار، اسماعيل وجودش را، يعنى.......... ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 0:38  توسط جابر نیکو
|
خاطرات خواندني ازسادهزيستي مقام معظم رهبري حضرت آیت الله خامنه ای قسمت اول بسم الله الرحمن الرحیم ۱: يكي از مسئولان نظامي دستور تصرف مكاني را صادر كرده بود. گرچه حق با او بود، اما شيوه اقدام قانوني نبود. سازمان قضايي نيروهاي مسلح گزارش حادثه ........ ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 18:57  توسط جابر نیکو
|
زندگانی و نقل قول هایی از آیت الله عظمی ناصر مکارم شیرازی قسمت دوم: خلاّقيّت و ابتكار ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 18:47  توسط جابر نیکو
|
استفتائات جدید آیت الله خامنه ای (شماره۲)
احکام وضو س 100: به نيت طهارت براى نماز مغرب وضو گرفتم، آيا براى من با اين وضو مسّ قرآن کريم و خواندن نماز عشا جايز است؟ .................................... ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 10:41  توسط جابر نیکو
|
حدیث هفته
از حكمتهاى امام صادق «عليه السلام»:
مصيبت واقعى، آن است كه انسان در هنگام بروز حوادث ناگوار و سخت، تاب و تحمل خود را از دست داده و ناشكرى از خود نشان دهد، كه در نتيجه از اجر و ثواب آن مصيبت، محروم شود.
+ نوشته شده در دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 10:34  توسط جابر نیکو
|
زندگینامه شهید حسین اعلم الهدی بسم الله الرحمن الرحیم شهید سید حسین علم الهدی فرزند آیة الله حاج سید مرتضی علم الهدی(ره) به سال 1337 شمسی پا به عرصه گیتی نهاد. فرزندی پاك از شجره مباركه رسالت بود كه در مهد علم و تقوا پرورش مییافت. حسین این نور پرتو گرفته تا آفاق در كانون علم .......... ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سوم آبان 1389ساعت 10:31  توسط جابر نیکو
|
استفتائات جدید آیت الله خامنه ای (شماره ۱) توجه: استفتائات جديد متشكل از مجموعه استفتائات غيرتكرارى است كه قابل استفاده عموم بوده و توسط دفتر استفتائات تنظيم مىشود و هر از چندى (بدون توجه به تاريخ پاسخگويى كه ممكن است بيش از يكى دو سال هم باشد) در پايگاه اطلاعرسانى قرار مىگيرد. (بخش فقهى پايگاه) جديدترين استفتائات آگاه کردن ديگران از جهت قبله س: بنده در مسافرتهاى بين شهرى به قبلههاى سر راهى رستورانها اعتماد ندارم و از قبلهنما استفاده مىكنم، در يكى از مسافرتها قبلهاى كه من به سمت آن نماز مىخواندم با قبله اى كه از قبل در نمازخانه رستوران مشخص شده بود اختلاف زيادى داشت و بنده نيز چون يقين داشتم كه وظيفه اى نسبت به آگاه كردن بقيه مسافرها ندارم، حرفى نگفتم. آيا واقعاً بر گردن من حقى بوده است؟ ج:)......................... ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه دوم آبان 1389ساعت 0:46  توسط جابر نیکو
|
زندگینامه و بخشی از وصیت نامه شهید عبدالحسین برونسی بسم الله الرحمن الرحیم .. شما ای زن، چون زینب کبری (سلامالله علیها) فرزندانم را هم پدریکن و هم مادری، مادری که اسلام میگوید. برای چندمین بار باز هممیگویم؛ هر کس آمد و گفت: ....... ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه دوم آبان 1389ساعت 0:39  توسط جابر نیکو
|
|
|